الشيخ علي المشكيني
336
تفسير روان (فارسى)
شبيه به هم و غير عادى ، و شهرت قضيهء آن مكان و سنگهاى بارانى را براى جهانيان معرفى كرده است . معناى آيه : و حقيقت اين است كه اين مشركان بر آن شهرى كه باران بدى بر آنها باريده رسيدهاند و از آنجا گذشتهاند ، پس آيا اينان آنجا را نديدهاند ؟ بىترديد ديدهاند ، بلكه اميد بعث آخرت را نداشتهاند . يعنى عدم اعتقاد به معاد و روز رستاخيز ، استعداد تنبّه و تفكر را از روح آنها سلب كرده است . وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَهذَا الَّذِى بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا يعنى : و چون آنها تو را ببينند جز به تمسخر و استهزايت نمىگيرند و مىگويند : آيا اين است آن كه خداوند او را به رسالت برانگيخته است ؟ إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا يعنى : حقيقت اين است كه نزديك بود اين شخص ما را از خدايان خود گمراه سازد اگر نبود اين كه ما بر آنها صبر كرديم . يعنى منطق قوى و استدلال متين و معجزات استوار پيامبر اسلام با وجود سوابق كفر و عناد آنها نزديك بوده آنها را از شرك منصرف نمايد لكن هواهاى نفسانى و وساوس شيطانها و تقليد كور از گذشتگان سبب استقرارشان شده . « و سوف يعلمون » اشاره به جواب آنهاست . يعنى : به زودى آنگاه كه عذاب را به چشم ببينند يعنى هنگام مرگ يا روز قيامت ، خواهند دانست كه چه كسى گمراهتر بوده است ، پيامبر اسلام كه راه توحيد الهى و سير به سوى مبدأ اعلى را مىرود يا مشركان مكه كه متوسل به لات و هُبَل و عُزّى شدهاند ؟ ! أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا « 43 » أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا « 44 »